زمانخانی

 

طوایف بلوچ دارای شاخه ها و زیرشاخه های بسیار فراوانی می باشند که با گذشت زمان و افزایش جمعیت انشعابات جدید و بیشتری در میان آنها پدید می آید ، مثلا طایفه رند یکی از طوایف قدیمی بل.چ است که خود به چندین دسته و تیره و پس رند و براس رند تقسیم شده است که باز باوجود افزایش جمعیت تیره ها خود جداگانه نام طایفه برخود نهاده و از سایره تیره ها جدا می شوند ، یکی از تیره های رندها پس از گذشت قرنها از مسل فرزندان یاراحمد رند می باشند که به یاراحمدزهی معروف هستند که آنها خود دارای تیره و انشعابات زیادی می باشند ، حسین ، سهراب ، علی ، رحمت چهار فرزند یاراحمد هستند که در این بین علی از آنان جداشده و پس از گذشت یک سری ماجراهای زیاد به رودبارجنوب می رسد و در همانجا یعنی در روستای زگردی که در آن زمان خالی از سکنه بوده ساکن می شود و صاحب چهار پسر بنامهای نورشاه ، کرمشاه، شنبه ، شگری و یک دختر بنام فاطمه می شود که تا این زمان نام هیچ طایفه ای بر آنها نبوده و مردم بومی آنان را بلوچهای ککر می نامیدند که از راه دور می آمدند و به تجارت می پرداختند یا گهگاهی نیز به غارت و ... به هرحال علی در این منطقهبرای اینکهکسی از گذشته اش مطلع نشود نام خود را رگام نهاد و تا پایان عمر در زگردی ماند و هم اکنون نیز مقبره ایشان بر روی تپه بزرگ زگردی می باشد ، فرزندان علی همگی با سران طوایف بلوچ ساکن جازموریان و دلگان و پهره ازدواج کرده و از زمان نوه های علی بود که حسن پسر نورشاه نوه ارشد علی و بزرگ نوادگان علی  باوجود جمعیت کم که به حد نصاب قبیله ای هم نرسیده بود خود را قبیله ای مستقل اعلام کرده و از آن پس در زمره قبایل منطقه شناخته می شوند  ، نام زمانخانی از قبل نیز گاهی بر روی فرزندان علی بکار برده می شد که ماجرای آن بر می گردد به نزاع و اختلاف بین علی و آزاد خان که شرح آن در ادامه مطالب خواهد آمد و از آن پس آزادخان که خود  را خان منطقه می دانست در پاسخ ادعای رند بودن علی و صاحب منطقه بودن می گوید شما زمانی خان بودید و دیگر اینجا صاحب چیزی نیستید و ... که در گذشته بنا بر رسوم حرف برخی بزرگان زود ماندگار می شده و در بین مردم رواج می یافته و از آن پس بجای کَکًر و بلوچهای مرزی و.. زمانخانیها بدین نام در بین مردم مشهور گشتند